مطالعه تطبیقی آموزش محیط زیست در کتابهای درسی علوم پایه ایران، هند، استرالیا و آمریکا
پژوهشگران: دکتر حسن حذرخانی، دکتر فاطمه پرک
دیماه ۱۴۰۰
این پژوهش محتوای آموزش محیط زیست را در کتابهای درسی ایران بررسی و آن را با کشورهای هند، استرالیا و آمریکا مقایسه میکند. پژوهش پیشرو در گام اول، جایگاه آموزشِ محیط زیست، قوانین و برنامههای توسعه در جهان و ایران را ارزیابی میکند، سپس سراغ سازمانها، نهادها، برنامهها و فعالیتهای مرتبط با آموزش زیست محیطی و همچنين برنامههای درسی مدرسهها از دیدگاه آموزش محیط زیست میرود.
این مطالعه در نهایت با مقایسه سرفصلهای برنامه درسی مرتبط با آموزش محيط زيست، راهکارهایی را برای آموزش معنادار و تاثیرگذار محیط زیست ارائه میکند.
در پژوهش حاضر، بر اساس مولفههایی مانند هوا، تغییر اقلیم، بومسامانهها، انرژی، سلامت، پسماند و آب، برنامه درسی کشورها ارزیابی شده است.
این مطالعه نشان میدهد که به مسائلی مانند اجزای هوا، آلایندههای هوا و بارانهای اسیدی در کتابهای درسی علوم تجربی کشورهای استراليا، آمريكا و هند از پايه اول تا ۱۲ توجه شده است. در برنامه درسی ايران نيز مولفه هوا در دورههای اول و دوم ابتدايی و دوره اول و دوم متوسطه آمده است و فصلی با نام «هوا، نفس، زندگی» تأليف شده كه همه زير مولفههای هوا را بهجز باران اسیدی پوشش میدهد. همچنین به موضوع لایه اوزون در کتابهای ایران به ميزان بسيار كم توجه شده است و عنوانهای مرتبط با لایه اوزون از برنامه درسی ایران حذف شدهاند.
موضوع مهم دیگر در مقایسه کتابهای درسی ایران با سه کشور دیگر این است که محتواهای ارائه شده اغلب به ارائه دادهها و اطلاعات بسنده كردهاند و جای خالی تجزيه و تحليل دادهها و تفكر انتقادی در بررسی چالشها و مسائل زيستمحيطی مشاهده میشود.
مقایسه محتوای مرتبط با تغییر اقلیم نیز نشان میدهد که ایران زیرعنوانهایی مانند خشکسالیها و فرینهای اقلیمی و کلروفلوئوروکربن (سیافسی) را پوشش نداده است.
سرفصل مرتبط با زیستبومها نسبت به موارد پیشین، پوشش کاملتری دارد و شامل تمامی مولفهها میشود درحالی که موضوع تالابها و حفاظت از آنها در برنامه درسی هند و آمریکا غایب است.
در بخش سلامت، مسئله آلودگی ناشی از شویندهها در برنامه درسی هر چهار کشور نادیده گرفته شده است. برنامه درسی هند از این لحاظ از سه کشور دیگر پایینتر است و مولفههایی مانند آلودگی صوتی و آلودگی ناشی از ترکیبات نفتی نیز در آن غایب است.
دادههای اين پژوهش همچنين نشان میدهند كه مولفه آب و زیر مولفههای آن از مهمترین مسائل محیط زیست در کتابهای درسی جهان و ایران در نظر گرفته شدهاند. تفاوت اما در اینجاست که اين موضوعات در برنامههای درسی ایران با رويكرد كاوشگرانه و نقادانه مطرح نشدهاند.
در بخش انرژی و پسماند نیز کشورها پوشش تقریبا مشابهی دارند با این حال تفاوتها و کاستیهایی در برنامه درسی ایران دیده میشود. برای نمونه، در کتابهای درسی ایران زباله بهمثابه منشأ بیماری مورد توجه قرار نگرفته است. همچنین کتابهای درسی ایران کمتر به موضوع «تفکیک زباله» یا مولفه «زباله کمتر، محیط زیست سالمتر» پرداختهاند.
این پژوهش نتیجه میگیرد که هرچند در برنامه درسی ايران اكثر مولفههای آموزش محيط زيست پوشش داده شده، اما رويكرد تدوين و تاليف اين محتواها نیازمند بازنگری جدی است چراکه برنامههای درسی عموما به شكل ارائه اطلاعات و دانش ارائه شدهاند. درحالی که برنامههای درسي آمريكا و استراليا توجهی ويژه بر ارائه دادههای کمی و آماری دارند و چالشها و مسائل محيط زيستی بومی، محلی و منطقهای خود را با ارائه دادههای واقعی و عددی بررسی و تجزیه و تحلیل میکنند.
مطالعه حاضر پیشنهاد میکند که محتواهای مسئله-محور با تكيه بر دادههای واقعي و مطالعه موردی از مسائل زيست محيطی ايران در برنامههای درسی گنجانده شود و موضوعات زیست محیطی با نگاه نقادانه بررسی شوند.